تبليغاتX
بی تو تنهام


بی تو تنهام

                               M.F     

نوشته شده در 2009/11/6ساعت 11:5 AM توسط M.F | |

عشق با غرور زيباست ...

ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني...

آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است...
نوشته شده در 2009/11/5ساعت 4:26 PM توسط M.F | |

 

یکی اومده به خــــــوابم آتــــیشی انداخته جونم

یکی که دلش سفیده تو نگاش عشقو می خونم

کاش بمونه توی قلبـــــــم تا همــــیشه در کنارم

نمی خوام چشـــــمی ببینه تا نـــظر بشه خیالم

به کسی چیزی نمــــــی گم تا بمونه توی خوابم

می خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم

می شه حرفا رو بهش گــــفت تـوی تنهایی ذهنم

آره اون می مــــونه پیشم همه جـا حتی تو قلبم


 

 

هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده...

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو؛

هی فلانی!...

شاید زندگی همین باشد

یعنی وقتی عشق دستور می دهد،

محال سر تسلیم فرود می آورد

یعنی یک فریب ساده و کوچک آن هم

از دست عزیزی که تو دنیا را جز با او و برای او نمی خواهی...

آری!

به گمانم زندگی همین باید باشد...
نوشته شده در 2009/11/5ساعت 4:24 PM توسط M.F | |

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم
من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم

 
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود ......

 
 
 
این منم که تو را می خوانم

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

من یک انسانم

کسی که همواره به یاد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانی

پس آرام و گرم می نویسم

دوستت دارم
نوشته شده در 2009/11/2ساعت 10:48 AM توسط M.F | |

نوشته شده در 2009/10/30ساعت 7:52 PM توسط M.F | |


Design By : Night Skin

JavaScript Codes